اباصلت شناسیزندگینامه

اباصلت و امام رضا علیه السلام

اباصلت و امام رضا

هرچند اباصلت از محضر بزرگان زیادی استفاده کردو کسب علم نمود، قرار گرفتن در شعاع نورانیت امام  علی بن موسی الرضا علیه السلام بود که او را به یکی از علمای نامدار شیعه تبدیل نمود. وی که خودش در علوم مختلف مهارت و تخصص داشت ، وقتی به دریای علم عالم آل محمد صلی الله علیه و آله رسید، غرق در آن شد و به مروج  و مبلغ آموزه های اهل بیت علیه السلام تبدیل گردید.

همراهی او با امام رضا علیه السلام هنگام حضور ایشان در خراسان قطعی و ثابت شده است، اما در مورد سال های پیش از آن ــ  اگرچه  اطلاعات زیادی در دست نیست ــ اما گزاره هایی وجود دارد که آشنایی و همراهی اش را با امام(علیه السلام) به سال های قبل از هجرت می رساند. چند مورد از این نشانه ها و داده ها را در ذیل مورد بررسی قرار می دهیم:

۱- ابن نجار در ذیل تاریخ بغداد با سلسله سند خود می نویسد:«شنیدم که اباصلت عبدالسلام بن صالح هروی میگفت: با علی بن موسی الرضا در حج بودم و شنیدم که در موقف این گونه دعا میکرد: پروردگارا همچنان که گناهانی را که خود می دانستم ، پوشاندی، گناهانی که تو فقط می دانی را نیز بپوشان. همان طور که علم وآگاهی مرا وسعت دادی ، عفو و گذشت خودت را نیز بر من وسعت بخش…»

با توجه به اینکه امام رضا علیه السلام بعد از مسافرت به خراسان ، فرصتی برای اقامه حج پیدا نکردند و بعد از دو سال که در مرو به عنوان ولی عهد به سر بردند ، در راه برگشت به سوی عراق ، توسط مامون در طوس به شهادت رسیدند ؛ بنابراین ملاقات اباصلت با حضرت در حج می باید قبل از مهاجرت ( سال ۲۰۱ ق.) صورت گرفته باشد.البته می توان این قضیه را یک برخورد اتفاقی دانست که بدون هیچ سابقه آشنایی قبلی در حین مراسم حج صورت گرفته است ، اما گزارش های دیگری وجود دارد که این اتمال را رد می کند.


۲. ابن طاووس در توضیح حرزی که از اما رضا علیعه السلام روایت کرده است ، می نویسد:« برای این (حرز) قصه ای شگفت و حکایتی غریب است، که اباصلت هروی آن را چنین روایت می کند : ما روزی در منزل علی بن موسی الرضا علیه السلام نشسته بودیم که فرستاده هارون الرشید وارد شد و گفت :  امیر المومنین ( هارون ) شمارا احضار کرده است. حضرت به من گفت : ای اباصلت او مرا در این وقت نخوانده است ، مگر برای کاری ناخوشایند ؛ اما به خدا قسم ، بر اساس گفته های جدم رسول الله ، که به من رسیده است ، او نمی تواند هیچ آسیبی به من برساند . پس من (اباصلت) همراه حضرت رفتم تا اینکه بر هارون الرشید وارد شد. در همین مجلس ، امام رضا علیه السلام دعایی خواند تا از شر هارون در امان باشد»

این حکایت مربوط به زمانی است که هارون الرشید حکومت داشته است و حضرت رضا علیه السلام نیز به عنوان امام ، جانشین پدر بزرگوارش شده بود ؛ یعنی بین سال های ۱۸۳ ق.( وفات امام موسی کاظم علیه السلام) تا ۱۹۳ ق.( فوت هارون الرشید) رخ داده است ، بر این اساس، در آن سال ها که حضرت رضا علیه السلام در مدینه حضور داشتند ، اباصلت جزو خواص ایشان بوده است.


۳. نکته دیگر و مهم تر اینکه اگر تمام ارتباط اباصلت با امام علیه السلام تنها به همان سه سال حضور ایشان در خراسان منحصر بود، تسلط او بر کلام و حدیث اهل بیت علیه السلام نمی توانست آنقدر زیاد باشد که بتواند در مواجهه  با سران مذاهب و مکاتب مخالف از عهده کار به خوبی برآید. به عبارت دیگر او در حجاز و عراق با کسب آموزه های اهل بیت در نزد ائمه علیه السلام ، به ویژه امام هشتم ، و بزرگان شیعه ، در حالی که یک عالم شیعی شناخته شده بود ، وارد خراسان شد و در آنجا به دفاع از عقاید خود پرداخت.

نتیجه اینکه اباصلت در دوره ی جوانی به شنیدن حدیث و کسب علم از محضر مشایخ مختلف مشغول بود ، به خدمت امام رضا علیه السلام  در مدینه نیز رسیده است. حتی احتمال ارتباط وی با امام موسی کاظم علیه السلام نیز وجود دارد؛ اما با توجه به اینکه حضرت از سال ۱۷۹ ق. تا پایان عمر (۱۸۳ ق.) در منطقه عراق تحت کنترل و بازداشت حکومت بود، این احتمال ضعیف است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا