شناسه خبر:1248

توضیحی در مورد مذهب اباصلت هروی

  • انداز قلم

اباصلت شیعه حقیقی اهل بیت علیهم السلام

ویژه ها

 مذهب اباصلت

در زندگی و احوال اباصلت برخی نشانه ها وفعالیت هایی که تمایل او را به مذهب عامه نشان می دهد وجود دارد؛از جمله اینکه بیش از نیمی از راویان و مشایخ اباصلت، از رجال سنی مذهب بودند و یا اینکه وی همواره با محافل عامه و در مقاطعی با دربار عباسی ارتباط نزدیکی داشته است، و همچنین برخی منابع اهل سنت روایاتی مبنی بر احترام به صحابه – و در رأس آنها خلفای سه گانه – از قول او روایت کرده اند.اما از سوی دیگر آنقدر دلایل و شواهد وجود دارد که بتوان او را از شیعیان و حتی خواص شیعه محسوب نمود. در نتیجه می توان ادعا کرد آن موضع گیری های اباصلت که او را متمایل به اهل سنت نشان می دهد، نوعی تقیه بود تا بتواند بهتر به وظایف خود عمل کند.

دلایل تشیع اباصلت را می توان به طور خلاصه در موارد زیر تشریح کرد:

1: همراهی و مصاحبت طولانی اباصلت با امام رضا علیه السلام که او را از یاران و اصحاب سر حضرت کرده بود و بی تردید یک سنی مذهب، هرچند که دارای سعه صدر و تسامح باشد، نمی تواند این مدت و در این وسعت امام را همراهی نماید. به ویژه آنکه او شخص ثروتمندی بود و نیازی به خدمت نزد امام برای گرفتن مزد و مواجب نداشته است،

بلکه یک نوع کشش معنوی و علاقه ای که به پیشوای شیعیان داشت، وی را به سوی امام می کشاند و از این هم نشینی لذت می برد.

2: اباصلت در بیان خبر شهادت امام هشتم علیه السلام که کتابی هم درباره آن نوشته است، ضمن تایید مقام امامت حضرت علیه السلام به انتقال این منصب به فرزندش امام جواد علیه السلام اشاره صریح دارد.

3.تعداد احادیث و اخبار فراوانی که اباصلت از امام رضا علیه السلام بیان کرده است، دلیل محکمی می باشد که وی از خواص به شمار می آید. به واقع احادیث ارزنده ای که از وی در موضوعات مختلف فقهی ، کلامی،تاریخی و... در کتاب های عیون اخبارالرضا، الامالی و دیگر منابع شیعه ضبط شده است،بخش قابل توجهی از میراث معنوی شیعه محسوب می شود که برای نسل های آینده حفظ و منتقل شده است.

4.عشق و علاقه ای که اباصلت به حضرت علی علیه السلام و دیگر ائمه داشت، باعث شد وی روایت گر  احادیث بی شماری در فضیلت معصومین علیهم السلام گردد، طبیعی است که در آن فضای شیعه ستیز، فرد، بدون پشتوانه اعتقادی که از عمق جانش برخاست باشد، نمی تواند عمر خود را در این راه صرف نماید.

5.تسلط و احاطه ای که اباصلت به کلام شیعه داشت(1) و با استفاده از آن توانست در مقابل بزرگان فرقه های مخالف به مباحثه مناظره بپردازد و همواره نیز پیروز گردد. این کار نیز تنها از عهده کسی بر می آید که 

خود از خواص شیعه باشد.

6.از زبان اباصلت نقل شده است که«سگ علویان برتر از بنی امیه است». وقتی که به او گفته شد عثمان نیز از آنان است، وی گفت که« همچنین عثمان»(2). به طور طبیعی بیان چند دیدگاه تندی نسبت به خلیفه سوم، تنها توسط یک شیعه متعصب ارائه می شود.

7.از بررسی برخی گزارش ها مربوط به زندگی اباصلت نیز می توان به این نکته پی برد که اباصلت از شیعیان بوده است؛ به عنوان نمونه روزی مامون در خصوص موضوعی از اباصلت سوال کرد، وی در پاسخ عنوان داشت که ابوبکر در این خصوص چنین گفته است و منظورش از ابوبکر، امام رضا علیه السلام بود. مامون از وی پرسید، کدام ابوبکر؟ ابوبکر ما یا ابوبکر عامه ، اباصلت پاسخ داد:ابوبکر ما(امام رضا). این نشان می دهد که تشیع اباصلت بر مامون هم آشکار بود.

 

8.موضع گیری های خصمانه و نکوهش هایی که برخی رجال شناسان اهل سنت نسبت به شخصیت اباصلت صورت داده اند، دلیل دیگری بر این است که وی از خواص شیعه بود که با تعابیر ناپسندی مثل رافضی خبیث،کذاب کج اندیش و منحرف از او یاد کرده اند.(1) ضمن اینکه برخی علمای اهل سنت وی را به حق،با عنوان«شیخ الشیعه»یاد کرده اند.

9.با دقت در برخی تعابیر به کار رفته در روایات منقول از اباصلت مثل عبارت « علم شیعتنا» و همچنین نقل روایاتی که از شاخص های ویژه مکتب امامیه است، از قبیل نهادینه سازی فرهنگ رجعت، ظهور منجی، نام بردن اسامی امامان شیعه و ... به خوبی، شیعه بودن اباصلت هروی اثبات می شود.

 

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد