شناسه خبر:597
گروه محققین:

دوره سوم، پس از شهادت امام رضاعليه السلام

  • انداز قلم

آزاد شدن اباصلت از زندان با عنايت امام جوادعليه السلام 

اباصلت شناسی

در ادامه خبر شهادت امام رضاعليه السلام، اباصلت مي گويد: "من به مدت يک سال در زندان بودم و بر من بسيار سخت مي گذشت، يک شب بيدار ماندم و به درگاه خداوند مشغول به دعا و زاري شدم و در آن حال محمد و آل محمدصلي الله عليه وآله را ياد مي کردم و به حق آنان از خداوند فرج مي خواستم؛ ناگاه ديدم که ابوجعفر محمد بن علي (امام جوادعليه السلام) بر من وارد شد و فرمود: اي اباصلت! سينه ات تنگ شده؟ عرض کردم آري به خدا سوگند. فرمود: برخيز و با من بيرون آي. آنگاه دست مبارکش را بر غل و زنجير هايي که بر من بود زد و همه برداشته شد و دست مرا گرفت و از زندان بيرون آورد. در حاليکه پاسبانان نگاه مي کردند، قدرت سخن گفتن نداشتند. سپس فرمود: برو به امان خدا که از اين پس هيچگاه با مأمون روبرو نمي شوي و او هم تو را نخواهد يافت".1

مأمون براي مخفي نگه داشتن راز شهادت امام رضاعليه السلام و نقش خودش در اين جنايت، افراد مطلعي مثل اباصلت را بازداشت نمود تا بتواند بدون مشکل وارد بغداد شود و قدرت خود را تثبيت نمايد. به اين ترتيب مي توان گفت که اباصلت همراه لشکر مأمون به عراق رفت و مدتي در آنجا بود، اما پس از رهايي از زندان، تا حد ممکن خود را مرکز حکومت دور کرد و دوباره به خراسان برگشت.

پايان قضيه زنداني شدن اباصلت را برخي منابع اين گونه نوشته اند که "امام جوادعليه السلام به اباصلت فرمودند: چنان چه کاري که امشب کردي (توسل به اهل بيت عليهم السلام) را قبلاً انجام مي دادي، خداوند همان موقع تو را خلاص مي کرد و فرمود: به کدام شهر مي روي؟ (اباصلت) گفتم منزل من(موطن اجداد اباصلت) در هرات است".2  بنابراين اباصلت پس از آزاد شدن، راهي هرات گرديده است. 

پاورقي ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1.  ابن بابويه، محمدبن علي، عيون اخبارالرضا عليه السلام ، ج1، ص271.

2. قطب راوندي، سعيد بن هبة الله، الخرائج والجرائح، ج1، ص352 .

 

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد