اباصلت و مسئله جبر

امامان شيعه و شخصيت هاي بزرگ شيعي مانند اباصلت كه از شاگردان ممتاز ائمه (ع) بودند. در مقابل اين مسائل و مذاهب ساختگي و بي اساس ، موضع مي گرفته و به روشنگري مي پرداختند و اذهان و افكار جامعه را نسبت به اين انحرافات، روشن كرده و به راه راست هدايت مي نمودند .

دسته اي از مزدوران كه خود را دانشمند مي خواندند يا بهتر بگوئيم حاكمان وقت آن ها را بدين نام مي ناميدند ، مفاهيم و تعاليم اسلام ر می گرفتندتا آنها را موافق خواست و در خدمت مصالح حاكمان درآوردند ، حتي اين دین فروشان جبر را كه سخافت و دروغ بودن آن بر هركسي روشن بود ، از عقايد اسلامي قلمداد ساختند ؛ تا كار بهره كشي آن حاكمان را آسان سازند و رفتار ناپسند آنان را كه عرق شرم و درد بر پيشاني انسان آزاده مي نشاند ، پشتيباني نمايند . آنان هر چه ااز حاكمان سر مي زد ، قضا و قدر الهي مي شمردند. از اين رو كسي حق نداشت كه هيچيك از حركات ناشايست و جنايات ايشان را زشت و ناروا شمارد . اين عقيده ساختگي از آغاز حكومت معاويه تا روزگار مامون رواج داشت

تکلیف وقدرت

امام رضا(ع) برای خنثی سازی این معرفت های مزورانه هر ازچندگاهی به طرح عقیده درست کلامی دینی می پرداختند که در غالب روایات توسط راویان متعهدگزارش می شد از جمله این روایت:

عن عبدالسلام بن صالح الهروي: قال سمعت ابالحسن علي بن موسي بن جعفر عليه السلام يقول: من قال بالجبر فلا تعطوه من الزكاه شيئا و لا تقبلوا له شهاده ابدا ان الله تعالي لا يكلف نفسا الا وسعها و لا يحملها فوق طاقتها و لا تكسب كل نفس الا عليها و لا تزر وازره وزر اخري.

اباصلت هروي مي گويد : از ابالحسن علي بن موسي الرضا (عليه السلام) شنيدم كه مي فرمود : هر كس قائل به جبر است، به او زكات ندهيد و شهادت او را قبول نكنيد . خداوند متعال مردم را به اندازه توانايي آن ها مكلف ساخته و بيش از استعداد آنان براي آن ها وظيفه و تكليف معين نكرده است، هر كسي در گرو كارهاي خود بوده و كسي گناه ديگري را بر عهده ندارد.

 

اباصلت و فرقه واقفیه

اباصلت و فرقه واقفیه

يكي از جريانهاي انحرافي و اسفباري كه در دوره امامت امام رضا (ع) و شخصيت آن حضرت اتفاق افتاده ، مسئله وقف وگروه واقفيه بود . با شهادت امام هفتم حضرت موسي بن جعفر (ع)،

عده اي منكر شهادت ومرگ آن حضرت شده وغيرمستقيم به مبارزه با امامت حضرت امام رضا (ع) پرداختند. اين افراد در تاريخ بنام واقفيه شناخته شده اند، چون بر امامت امام هفتم توقف كرده و آن حضرت را به عنوان آخرين فرد در سلسله امامت، پنداشته اند و معتقد شدند امام هفتم (ع) ،امام قائم است

امام رضا (ع) از ناحيه آنان مورد اذيت قرار گرفت و بخشي از دوران امامت آن حضرت به مبارزه با اين فكر و فرقه، سپري شد .

عوامل پیدایش

چند عامل در بروز اين پديده موثر بود كه عمده آن ، دنيا دوستي بود. كساني كه دچار وقف شدند، بعضي از نمايندگان مالي امام هفتم (ع) بودند كه اموال زيادي از وجوهات مردم به هنگام شهادت امام هفتم (ع) نزد آنان بود .

يونس بن عبدالرحمن مي گويد : آنگاه كه موسي بن جعفر (ع) از دنيا رفت، در نزد نمايندگان آن حضرت، اموال فراواني جمع شده بود تا جائي كه نزد مروان بن زياد قندي، هفتاد هزار دينار و نزد علي بن ابي حمزه بطائني، سيصد هزار دينار جمع شده بود. و همين اموال موجبات لغزش و انحراف اين دو شخص را فراهم آورد. سرانجام به خاطر تصاحب اين اموال، بر امامت موسي بن جعفر (ع) توقف نمودند و امامت حضرت رضا (ع) را انكار كردند.

در اين دوران فتنه و محنت برخاسته از هواهاي نفساني، يكي از كساني كه به مبارزه با فرقه واقفيه قيام كرد، اباصلت هروي بود. او با ذكر فضائل و برجستگي هاي حضرت رضا (ع) و نقل رواياتي در برتري ايشان ثابت كردکه امامت امام رضا (ع)یک حقیقت انکار ناپذیر است . او در مقابل جريان وقف قد علم كرد دراین جا نمونه هاي از رواياتي را كه توسط اباصلت در اين زمينه نقل شده بیان می کنیم.

1- اباصلت مي گويد : امام رضا (ع) با مردم به زبانهاي خودشان صحبت مي كرد به خدا سوگند او فصيح ترين ، گوياترين مردمان بود و آگاه ترين انسانها به هر زبان و لغت بود . روزي در خدمتش عرض كردم : يابن رسول الله (ص) من در شگفتم و تعجب از آگاهي و آشنائي شما با اين زبانهاي گوناگون هستم . امام در پاسخ فرمود : اي اباصلت من حجت خدا و امام و دليل خدا بر مردم هستم و خداوند، حجتي و امامي را براي قوم و ملتي معين نمي كند كه زبان مردمش را نداند . آيا سخن امير المومنين (ع) به تو نرسيده كه فرمود : فصل الخطاب به ما اهل بيت (ع) عطا شده است؛ پس آيا فصل الخطاب جز معرفت و آشنائي با زبانهاي مردم است ؟

2- اباصلت مي گويد : من كسي را داناتر از علي بن موسي الرضا (ع) نديدم و هيچ دانشمندي را نديدم مگر اين كه بر دانش و فضل و برتري او مانند من، اعتراف داشت . مامون در مجلس خود علماي اديان و فقهاي شريعت و متكلمان را با او جمع مي كرد و سرانجام او بر همه آنها غلبه مي كرد؛ به طوري كه كسي نماند مگر اين كه به برتري او و عجز و ناتواني خود، اعتراف كرد. من ازآن بزرگوار شنيدم كه فرمود: در ميان حرم و مسجد پيامبر (ص) مي نشستم و دانشمندان زيادي در مدينه بود؛ وقتي يكي از آنها از پاسخ دادن سوال سائل و پرسشگر باز مي ماند، همگي به من اشاره مي كردند و آنان نيز مسائل خود را پيش من مي فرستادند و من پاسخ مي دادم.

3- اباصلت مي گويد: محمد بن اسحاق بن موسي بن جعفر (ع) برايم نقل كرد كه پدرش اسحاق گفت: پدرم موسي بن جعفر ، فرزندان خود را جمع كرد و فرمود : اين برادرتان علي بن موسي الرضا عالم آل محمد (ص) است . مسائل ديني خود را از او بپرسيد و آنچه را به شما مي گويد ، حفظ كنيد و به خاطر بسپاريد؛ زيرا من بارها از پدرم جعفر بن محمد (ع) شنيدم كه به من فرمود : عالم آل محمد در صلب توست. اي كاش او را درك مي كردم و او با امير المومنين علي (عليه السلام ) همنام است.

اباصلت و فتنه خلق قران

اباصلت هروی دو حديث از امام رضا (ع)در رد خلق قرآن روايت كرده است

  1. قال الحاكم حدثنا اسحاق بن محمد الهاشمي بالكوفه، حدثنا القاسم بن احمد العلوي حدثنا ابوالصلت الهروي، حدثني علي بن موسي الرضا (ع) قال: من قال القرآن مخلوق، فهو كافر.
  2. علي بن ابراهيم القطان قال: سمعت اباحاتم الرازي يقول سمعت عبدالسلام بن صالح الهروي يقول سمعت علي بن موسي الرضا (ع) يقول: القران كلام الله غير مخلوق.

در جريان فتنه خلق قرآن و ايام محنت والزام مردم و علما از طرف دستگاه خلافت عباسي به قبول نظريه خلق قرآن، روزي واثق، خليفه عباسي، محمد بن مقاتل و اباصلت هروي را فرا خواند تا آنان را در اين مورد تفتيش و امتحان نمايد. ابتدا از محمد بن مقاتل پرسيد نظرت در مورد خلق قرآن چيست؟ محمد بن مقاتل در حالي كه با انگشتان دست مي شمرد، در جواب گفت : تورات ، انجيل ، زبور و فرقان با اشاره به چهار انگشت گفت : اين چهار تا مخلوق هستند. ماموران خليفه هم به گمان اين كه منظورش كتب چهارگانه است، او را رها كردند (در حالي كه منظورش، چهار انگشت دست خودش بود.)

نوبت به اباصلت كه رسيد همين سوال را از او كردند، اباصلت گفت: يا امير المومنين تسليت عرض مي كنم : خليفه از گفته او متعجب شد و گفت : در مرگ چه چيز به من تسليت مي گوئي ؟! اباصلت گفت: تسليت و نگرانيم از قرآن است كه مرد ! خليفه واثق گفت يعني چه و چگونه ؟ اباصلت گفت : اگر قرآن مخلوق است پس محكوم به مرگ است .

اگر قرآن در شعبان بميرد، به چه دليلي مردم در ماه رمضان نماز بخوانند . واثق با تحير از جواب اباصلت به مامورانش گفت : اين مرد را بيرون كنيد او ديوانه است .

تاكيد امام رضا (ع) بر جلوگيري از بحث هاي پراكنده و انحرافي در مورد قرآن ،مي فهماند كه نبايد فريب فضاي مصنوعي كه توسط محافل و حواشي قدرتهاي غاصب مديريت مي شود ، خورد و وارد ميدانهايي كه بظاهر علمي ولي بهره بردار نهائي آن مامون و متوكل است ، شد. به نظر مي رسد هدف از طرح مقوله خلق قرآن كه از زمان امويان ظهور كرد و تا زمان عباسيان و بعدها ادامه پيدا كرد، از حجيت انداختن قرآن و به كنار راندن آن از صحنه زندگي و سازندگي باشد و با توجه به عوارض وبازتاب منفي اين گونه مباحث است كه، در روايات ائمه (ع) طرح چنين سوالاتي را انحرافي دانسته و منع كرده اند.

مقالات دیگر...

  • 1
  • 2

مرکز مشاوره آستانه مبارکه اباصلت ره