pilgrimage

اباصت و طاهریان

اباصلت و طاهريان

چگونگی ارتباط اباصلت با طاهریان


اباصلت پس از شهادت امام رضا (ع) به بغداد سفر كرد، مدتي در آن جا اقامت گزيد و به كارهاي علمي و احياء گري فرهنگ علوي پرداخت؛ پس از آن كه مامون تصميم گرفت مسئله خلق قرآن را به طور عمومي اعلام كند و آن را به عنوان يك امر حكومتي و دولتي و رسمي به امضاي علما و دانشمندان برساند اباصلت با آن به مخالفت برخواست و آن را قبول نكرد و به همين خاطر مورد تعقيب قرار گرفت و بغداد را ترك كرد و دو مرتبه به نيشابور كه مقر حكومت طاهريان بود برگشت.
طاهريان در كار خود تقريبا مستقل بودند و در قلمرو حكومت آنان، فقط نامي از خليفه و دولت مركزي بود. آنان گرايش هاي شيعي داشتند. به همين خاطر اباصلت در فضاي آرام به تبليغ انديشه هاي و معارف اهل بيت پرداخت .
تعدادي از امرا و بزرگان سلسله طاهريان از اباصلت، حديث و روايت نقل كرده اند . اين نشان مي دهد كه اباصلت مجلس علم و نقل حديث داشته و طاهريان نيز در آنها شركت مي نموده اند.
يكي از طاهريان، محمد بن عبدالله بن طاهر است كه احاديث بسياري در موضوعات گوناگون از اباصلت نقل كرده است. او به نقل احاديثي از امام رضا(ع) كه به واسطه اباصلت هروي در زمان پدرش عبدالله در خراسان شنيده بود،می پرداخت
1-محمد بن عبدالله بن طاهر مي گويد : كنار پدرم ايستاده بودم و اباصلت هروي، اسحاق بن راهويه و احمد بن محمد بن حنبل نيز ،حضور داشتند.
پدرم رو به آنان كرد و گفت: هر كدام از شما حديثي برايم نقل كنيد . اباصلت هروي گفت : علي بن موسي الرضا (ع) كه واقعا مانند نامش مورد رضا و پسند بود، از قول پدرش موسي بن جعفر ، از پدرش جعفر بن محمد ، از پدرش محمد بن علي ، از پدرش علي بن الحسين از پدرش حسين بن علي ، از پدرش علي بن ابيطالب نقل كرد كه؛ رسول الله(ص) فرمودند: ايمان عبارت از قول و عمل است.
محمد بن عبدالله مي گويد وقتي مجلس تمام شد، احمد بن محمد بن حنبل رو به اباصلت كرد و گفت : اين چه اسناد و سلسله سندي بود . پدرم عبدالله طاهر گفت: اين اسناد ، داروي شفابخش ديوانگان است كه هرگاه ديوانه اي را به آن مداوا كنند ، شفا خواهد يافت .
2- يكي ديگر از طاهريان به نام عبيدالله بن عبدالله بن طاهر مي گويد: در مجلس برادرم طاهر بن عبدالله بن طاهر بودم. در آن روز اسحاق بن راهويه حنطلي و اباصلت هروي و گروهي از فقها حضور داشتند . ابتدا اسحاق بن راهوايه شروع به سخن كرد و مسائلي را بيان نمود؛ سپس بقيه حضارهم مطالبي گفتند و بعضي ،بعضي ديگر را تائيد مي كردند . د راين ميان، اباصلت در گوشه مجلس آرام و ساكت نشسته بود و به سخنان بقيه گوش مي داد . مردم متوجه او شده گفتند : تو چرا چيزي نمي گوئي ؟!
اباصلت گفت : از علي بن موسي الرضا (ع) كه به خداوند سوگند از خدا راضي بود، همانطور كه به رضا نام گذاري شده بود ، شنيدم از اجداد طاهرينش نقل مي كرد كه رسول خدا (ص) فرمودند: ايمان بر سه ركن استوار است :
نخست : اعتقاد قلبي ، دوم اقرار و اظهار به زبان ، سوم : عمل به دستورات (انجام واجبات و ترك محرمات) هنگامي كه اباصلت اين حديث را شرح می كرد ، مجلس را سكوت فرا گرفت و همگان از گفتار بازماندند . بعد از آن اباصلت از جاي برخواست و اسحاق بن راهويه نيز برخواست . و به دنبال او همه حركت كردند. اسحاق بن راهويه رو به اباصلت كرد و گفت: اين چه سندي است ؟ اباصلت در جوابش گفت : اين سند ، عطر مجالس است و همه مردم را خشنود مي كند .
3- عبيد الله بن عبدالله بن طاهر در حديث ديگري از امام رضا (ع) به نقل از اباصلت درباره شكر و كفران نعمت چنين نقل مي كند كه: اباصلت برايم نقل كرد كه امام رضا (ع) از پدرش موسي بن جعفر از پدرش جعفر بن محمد، از پدرش محمد بن علي، از پدرش علي بن الحسين، از پدرش حسين بن علي، از پدرش امير المومنين، نقل كرد كه رسول خدا (ص) فرمود: اسرع الذنوب عقوبه كفران النعمه .
سريع ترين عقوبتي كه دامن گير انسان مي گردد كفران نعمت است.
4-همين عبيد الله بن عبدالله بن طاهر مي گويد : اباصلت با همين اسناد ذكر شده از امام رضا (ع) برايم نقل كرد كه رسول خدا (ص) فرمود:
روز قيامت بنده اي از بندگان را در پيشگاه عدل خدا حاضر مي كنند؛ خداوند فرمان مي دهد كه او را در آتش اندازند . آن بنده د راعتراض به خداوند مي گويد : خدايا مرا در آتش مي اندازي در حالي كه من قاري قرآن بودم ؟! خداوند در جوابش مي گويد : بنده من ! به تو نعمت دادم و تو درعوض شكر و سپاس آنها را بجا نياوردي . آن بنده مي گويد : فلان نعمت را به من دادي و من در برابر آن شكر بجا آوردم و همينطور تك تك نعمتهاي خدا و شكري را كه در برابر آن انجام داده بازگو مي نمايد.
خداوند در پاسخ او مي گويد : بنده من ! راست مي گوئي لكن تو مي بايست از فلان بنده من كه نعمت مرا به تو رسانده است ، سپاسگزاری و تشكر مي كردي ، كه نكردي . من به عزت و جلال خود سوگند ياد كرده ام كه شكر هيچ مخلوقي بر نعمتهايم را قبول نكنم ،مگر اين كه از اشخاصي كه وسيله رساندن نعمت من به او شده، سپاسگزاري شود.
5- عبيد الله بن عبدالله بن طاهر در حديث ديگري نقل مي كند كه در مجلس برادرم امير خراسان در نيشابور بودم و اباصلت در آن مجلس حديث مراتب ايمان را از امام رضا (ع) براي جمع حاضر قرائت مي كند.
به جز اين موارد، احاديث ديگري وجود دارد كه طاهريان از اباصلت روايت كرده اند اين نشان مي دهد اباصلت در قلمرو حكومت طاهريان از فرصت بدست آمده در جهت نشر معارف و ديدگاههاي اهل بيت(ع) عصمت و طهارت استفاده نموده است و با تشكيل مجالس تدريس و مناظره ،به دفاع مباني تشيع اهتمام ورزيده است .

برچسب ها: اباصلت , طاهریان

مرکز مشاوره آستانه مبارکه اباصلت ره