pilgrimage

اباصلت و مامون

اباصلت و مامون

مامون تلاش می کرد برای استحکام پایه های حکومتی خودش، چهره های علمی و پر نفوذ مثل اباصلت را جذب کند.


مامون در اوائل حكومت خود در شرائط طوفاني حكومتي قرار داشت؛ ولي چون براي رسيدن به اهداف خود، با برنامه عمل مي كرد ، توانست بر طوفانها غلبه كند و آن را مهار و سوار بر موج شود.
يكي از برنامه هاي مهم مامون به گمان خودش ، جذب چهره هاي سياسي- اجتماعي و شخصيتهاي مذهبي و پر نفوذ جامعه و رام كردن آنان بود، تا بتواند پايه هاي حكومت خود را استحكام بخشد و بستر طوفان خيز جامعه خود را آرام گرداند. بر همين مبنا عده زيادي از علما و محدثين و انديشمندان را بخود جذب كرد و در مسير اهداف خود از آنها استفاده كرد.
يكي از چهره هاي علمي و معروف آن روزگار ،عبدالسلام بن صالح اباصلت هروي است.
معروفيت و شهرت او را در حوزه علم و انديشه و حديث و ساير علوم اسلامي، در صفحات پيشين اين كتاب از زبان همدوره هاي وي و رجال شناسان معروف شيعه و سني، ملاحظه نموديد و اظهار نظرهاي شخصيتهاي مختلف را درباره صلابت وقدرت مناظره و استدلال و دانش زياد او، مشاهده كرديد .
آن گونه كه احمد بن سيار مروزي، هم عصر اباصلت مي گويد : آغاز آشنائي اباصلت با مامون پس از پيروزي مامون بر برادرش امين و استقرار حكومت، در حدود دهه آخر قرن دوم هجري بود.
اباصلت در ايام اقامت مامون در خراسان ، به منظور جهاد با كفار، وارد خراسان شد؛ وقتي مامون او را ديد ، شيفته سخنان و شخصيت او شد و او را نزد خود نگهداشت و مصاحب خود نمود.
استاد گرانقدر آيه الله عزيز الله عطاردي مي نويسند: اباصلت در يكي از سفرهايش در نيشابور ساكن و به نشر حديث مشغول شد. اقامت اباصلت در نيشابور، مقارن اقامت مامون در مرو بود . شهر مرو در آن ايام مركز حكومت خراسان بود و مدتي هم به خاطر حضور مامون، مركز خلافت اسلامي گرديد .
مامون كه خود مردي دانشمند بود، كوشش مي كرد علما و دانشمندان را در مرو گرد آورد و از آنها در جهت منافع خود بهره برداري كند ؛ لذا گروهي از فلاسفه و ارباب اديان و متكلمين و فقهاء و اهل حديث، در آنجا جمع شدند. در اين هنگام اباصلت كه به قصد جهاد با كفار مرزهاي شرقي، از موطن خود يعني مدينه حركت كرده بود، در مسير راه، وارد مرو شد . مامون که از ورود او مطلع شده بود، وي را به مجلس خود پذيرفت و با او صحبت كرد واز سخنان او خوشش آمد و از ديدار وي شگفت زده شد و او را نزد خود نگهداشت .
از نوشته خطيب بغدادي درتاريخ بغداد بر مي آيد كه مامون اباصلت را مانند برادر خود مي دانست و با او برادرانه رفتار مي كرد . او تا مدتي نزد مامون محترم زيست و در مجالس علمي و بحث و مناظرات شركت مي كردو چون زباني شيرين و بياني فصيح داشت و از علوم اسلامي آگاه بود ، با شجاعت و شهامت سخن مي گفت و از كسي واهمه و ترس نداشت و همواره حق را مورد نظر قرار مي داد و از آن دفاع مي كرد .
اباصلت مي گويد : شبي مامون مرا در عمارت خود نگهداشت . دو نفري مباحثه و گفتگو مي كرديم نيمه هاي شب كه مشغول بحث و گفتگو بوديم ،چراغ روشنائي عمارت خراب و خاموش شد.
نگهبان مسئول حفظ و نگهداري چراغ ،سر پست به خواب رفته بود؛ مامون او را صدا زد تاچراغ را درست كند؛ اما او چون خواب بود، جواب نداد و متوجه دستور مامون نشد. من به مامون گفتم اجازه بده من آن را درست كنم. مامون قبول نكرد و خودش بر خواست و آن را درست و روشن كرد . دراين بين، نگهبان بيدار شد با خودم گفتم حتما مامون او را تنبيه خواهد كرد؛ اما با كمال تعجب ديدم چيزي به او نگفت . مامون به من گفت: اي بسا وقتها كه در وضوخانه و دستشوئي و پشت در بسته هستم و در حالي كه متوجه حضور من نيستند ، مرا فحش و ناسزا مي دهند و خيال مي كنند من نمي شنوم ولي آنها را مي بخشم .
مامون ضمن بزرگداشت اباصلت، مي خواست در جهت اهداف و مطامع خود از او وامثال وي استفاده كند و آنان را وسيله رسيدن به خواسته خود قرار دهد؛ اما اين مرد خدا و باهوش هرگزتسليم فريب كاريهاي او نشد و او را ناكام گذاشت .
مامون با ميدان دادن به افكار بيگانه و فرقه هاي ضاله و ايجاد محافل توليد افكار و مكتب هاي مختلف قصد داشتاز رشد مكتب تشيع جلو گیری کند و مردم را درگير بحثهاي كلامي ، فلسفي بي بهره و بي ارتباط به زندگي فردي و اجتماعي، نمايد و آنها را مشغول نگهدارد تا خود با خيال راحت به حكومت ادامه دهد. تشکیل جلسات مناظره بين علماء مكاتب و مذاهب در واقع عاملی در جهت پيشبرد نظريات شخصی خود او بود..
اباصلت به عنوان انساني مسئول و دانشمند ، در صف مقدم مبارزه فرهنگي در برابر دسيسه هاي فرهنگي مامون قرارمی گرفت و به ابطال افكار فرقه هاي ضاله و گروه هاي منحرف، پرداخت ؛حتي در حضور مامون به طرح حقيقت و بيان افكار بلند تشيع، دست می زد و پيروز مندانه در مناظره با بشر مريسي، او را محكوم می كرد و وقتي ديد مامون مي خواست نظريه (خلق قرآن) را در جامعه منتشر كند، به او اعتراض كرد و از او جدا شد و به افشا گري عليه مامون و گروه هاي منحرف روي آورد.
اباصلت هوشمند تر از آن بود كه در دام توطئه هاي مامون گرفتار شود و درگير بحثهاي انحرافي و كفر آميزي بشود كه دست پنهان مامون چرخاننده آن بود . اين موضع گيري صريح و افشاگرانه اباصلت از سوي مامون بي پاسخ نماندچون مدتها در زندان مامون بسر برد تا به دست خدائي امام جواد (ع)، آزاد شد و امام جواد(ع) به او مژده داد كه ديگرمامون را نخواهي ديد و نه او تو را ملاقات خواهد نمود .

برچسب ها: اباصلت , امام رضا, مامون

مرکز مشاوره آستانه مبارکه اباصلت ره