اباصلت و غالیان

بررسی حدیث اباصلت درباره غالیان

امام رضا (ع) علاوه بر سختيها و مصائبی كه از ناحيه حكومت خلفاي عباسي و همچنين ساير فرق اسلامي متحمل مي شد، از ناحيه مدعيان تشيع و محبان اهل البيت (ع) (فرق درون شيعي ) نيز، مورد هجمه قرارمی گرفت و درگير انحرافهاي آنان بود كه به عنوان نمونه مي توان بر گروه اسماعيليه ، فطحيه زيديه ، غاليان و مفوضه و ... اشاره كرد. از اين ميان، امام(ع)با گروه غاليان و مفوضه، به لحاظ هويت اعتقادات و مخالفت آن با بينش توحيدي شيعه ، موضع گيري تند و شديد تري داشتند

 

اباصلت مي گويد ، به حضرت رضا (عليه السلام ) عرض كردم : يابن رسول الله ! در اطراف شهر كوفه، گروهی عقيده دارند پيامبر (ص) در نماز سهو نكرد ؛ فرمود : دروغ مي گويند ، خدايشان لعنت كند ! آنكه سهوي نمي كند ،خداست كه جز او معبودي نيست .اباصلت در ادامه مي گويد : عرض كردم در ميان ايشان جماعتي قائلند : حسين كشته نشده و خداوند حنظله بن اسعد شبامي را به صورت و مثال او در آورده است و این حنظله بود كه كشته شد و خدا حسين بن علي (عليه السلام ) را به آسمان برد؛ همچنان كه عيسي را به آسمان برد و از كشتن نجات داد ، و به اين آيه از قرآن هم استدلال مي كنند (و لن يجعل الله للكافرين علي المومنين سبيلا ) ؛ خداوند براي كافران بر مومنان راهي قرار نداده است. حضرت فرمود : دروغ گفته اند و مشمول غضب الهي گردند ؛ لعنت او بر ايشان باد. آنان به خاطر تكذيب رسول خدا (ص) را کافر گشتند .چون پیامبر(ص) از قتل و شهادت حسين بن علي (عليه السلام ) خبرداد و فرمود : ‹‹ به خدا قسم حسين كشته مي شود ، ›› بدون ترديد حسين (عليه السلام ) كشته شده و كساني كه از حسين بهتر بودند( امير مومنان و حسن بن علي (عليه السلام ) كشته شدند ، و از ما نيست مگر اين كه كشته مي شود ، و من نيز با سم كشته خواهم شد ، به دست نامردي حقه باز . اين را مي دانم از آن عهد معهودي كه از جانب رسول خدا (ص) به ما رسيده او را جبرئيل بدان مطلب از جانب خداوند بزرگ آگاه كرده است .

اما آيه مباركه اي كه فرموده است:(. لن يجعل الله للكافرين علي المومنين سبيلا ) اين در مقام حجت است ؛ خداوند حجتي براي كافرين عليه مومنين قرار نداده ؛ يعني ‹‹ لن يجعل الله للكافر علي المومن حجه ›› . شكي در اين نيست كه خداونددر اين آيه از كفاري كه انبياي الهي را به ناحق به قتل رساندند ،خبر مي دهد، بدون هيچ حجت و دليلي كه در دست داشته باشند و خداوند براي ايشان راهي و دليلي بر كشتن انبيايش نگذاشته است كه حجت و بهانه آنان باشد ، و با آن دليل و برهان بتوانند حقانيت خود بر عليه انبيا(عليهم السلام ) يا مومنان را اثبات نمايند. ››

بخش اول اين حديث، از نظر دلالي مورد مناقشه قرار گرفته و بحثهاي كلامي و حديثي پيرامون آن، واقع شده است روايات معتبري هم در دلالت بر مدلول و هم در جهت مخالف آن، از ائمه وارد شده است / مرحوم آيه الله العظمي سيد احمد خوانساري در كتاب جامع المدارك، درباب وكالت به اين حديث استناد كرده و بر اساس قسمت آخر آن، عمل كرده است.

مرحوم شيخ صدوق بين سهو و اسها فرق گذاشته و مي گويد : سهو پيامبر از قبيل سهو مردم عادي نيست كه ريشه آن نوعا تسلط شيطان مي باشد،بلكه اين سهو به اراده خداوند است كه گاهي براي مصلحتي، چيزي را از ذهن پيامبر (ص) محو مي كند تا او دچار سهو شود. شيخ صدوق اين رويداد را ( اسهاا) مي نامد؛ از اين رو نسبت دادن قول سهو النبي به ايشان صحيح نيست و تعبير ايشان بر اساس آنچه وي در كتاب ‹‹ من لا يحضره الفقيه ›› آورده است ، ‹‹ اسها النبي لمصلحه ›› مي باشد.

همان طوري كه گذشت در مقابل روايات سهو النبي ، روايات معتبري وجود دارد كه هرگونه سهوي را در خصوص سهو در نماز از رسول اكرم (ص) نفي مي كند. بعضي عقيده دارند كه در تعارض ميان اين دو دسته از روايات، دسته دوم به جهت مخالفت با عامه كه از مرجحات باب تعارض است ،مقدم مي باشد و روايات دال بر سهو النبي، به خاطر موافقت با عامه طرد مي شوند و از اعتبار مي افتند.

مرکز مشاوره آستانه مبارکه اباصلت ره